امیرصدراامیرصدرا، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 12 روز سن داره

امیرصدرا گرمای زندگی ما

21 و 22 ماهگی

1394/12/20 8:29
نویسنده : فاطیما
83 بازدید
اشتراک گذاری

سلاممممم خوشگل مامان

الان كه دارم اين مطالب رو مينويسم دقيقا 25 ماهته ... 

موضوع از اين قراره كه متاسفانه لپ تاپم يه مدت مشكل نرم افزاري داشت، منم تو اون مدت تموم خاطراتتو جايي يادداشت كرده بودم كه به محض درست شدنش بيام و ثبت كنم، بعد از اينكه درست شد با كليييي ذوق اومدم برات بنويسم كه متاسفانه ني ني وبلاگ اصلااا همكاري نكرد و هيچ كدومش رو نه تنها آپ نكرد بلكه وقتي بك رو زدم ديدم همه مطالب پريده شکلک های شباهنگShabahangشکلک های شباهنگShabahang خلاصه دوباره عزمم رو جزم كردم و اين بار توي لپ تاپم سيو كردمش كه بعدا اينجا ثبتش كنم و دوباره از بد ماجرا مانيتور لپ تاپ به يكباره سياه شد و گويا سوخت شکلک های شباهنگShabahangشکلک های شباهنگShabahang تا اين لحظه كه در خدمتتون هستم لپ تاپ مذكور در تعميرگاه به سر ميبره و بنده خبري ازش نداشته و در حسرت خاطرات از دست رفته هستم  البته كليت خاطراتت كه هميشه توي ذهنم حك شده ولي خب جزيياتش و به تفكيك ماه به ماه قطعا فراموش ميشه، هر چند سعي ميكنم فعلا هر چي كه يادمه رو بنويسم برات عزيزدلمممم تا ببينيم آيا لپ تاپ به همراه محتويات دسكتاپ برخواهد گشت يا نه. راستي اينم بگم كه اين روزا كمتر كسي براي ثبت خاطرات از وبلاگ استفاده ميكنه چون نرم افزار قوي تري به نام اينستاگرام اومده و كار رو خيلي راحت تر كرده، من هم براي شما يه پيج ساختم و عكس هات رو اونجا ميذارم، اما دلم ميخواد اين وبلاگ كه فقط و فقط به عشق خودت ساختم هم ادامه بدم تا زمانيكه خودت انشاالله بزرگ بشي و بياي بخوني 

جونم برات بگه كه شما عاااااشق حيوانات هستي، يعني هيچي نميتونه اندازه شنيدن قصه حيوانات خوشحالت كنه، اسم همشون رو هم از روي هوش چين هايي كه برات خريده بودم ياد گرفتي، هر كدوم رو نشون بديم فوري اسمشو ميگي ... شگوش (خرگوش)، پيتي (اسب)، پيشي، هاپو، شاپوشك (لاك پشت)، ككدن (كرگدن)، تماس (تمساح)، اوچ (قوچ)، پنگ (پلنگ)، ببر و ... ميگيم كرگدن كجاش شاخ داره؟ روي ميمي (بيني)، بزه چي داره؟ هيش (ريش)، گوزن چي داره؟ شاخ، چندتا؟ دوتا ... هاپو چي ميخوره؟ اوسوسون (استخون خندونک)، گاوه چي ميگه؟ مااااا، ببعي چي ميگه؟ بععععع، هاپو چي ميگه؟ هاپ هاپ، اسبه؟ پيتيكو پيتيكو هعيييييي و علاقه خاصي هم به الاغ داري و ازت بپرسيم الاغه چي ميگه خيلي خوشحال ميشي air_kiss.gif خلاصه اينكه اطلاعات مربوط به حيواناتت در 22 ماهگي تكميل بود 

توي هوش چين هايي كه برات خريده بودم ميوه ها هم بود كه اونا هم ياد گرفتي؛ گاگا (خيار)، هين دو نه، طابيدي (طالبي)، پت پتا (پرتقال)، لي يو (ليمو)، به توت فرنگي هم ميگي گوجه خندونک و ...

يه شلوارك دايي جون واست خريده بود يه مدت گير داده بودي هر روز از تو كمد مياورديش ميگفتي اينو تنم كن، يبار داشتم به خاله ت ميگفتم كه اينو داييش واسش خريده براي همون دوسش داره يهو برگشتي گفتي ن ني ني (يعني زندايي رو هم بگو) الهي فدات بشم كه حواست به همه هست با مهربونيات air_kiss.gifair_kiss.gifair_kiss.gif

شبا ميخواي بخوابي ميگي كتاب بگو (يعني قصه بگو) منم كه طبق معمول بايد قصيه حيوونا رو بگم برات تا خوابت ببره. بهت ميگيم اسم مامان چيه؟ فاطي، اسم بابا؟ حسو، اسم عمو و دايي و ماجوجو و باجوجو ها رو هم يادگرفتي. از عشق و علاقه ت به سنا نگم كه هر بار ميبينيش از ذوق بيچاره رو ميچلوني، طوري غيظ ميكني ميري فشارش ميدي كه مجبوريم هميشه از هم دورتون كنيم  در ضمن وكيل مدافعش هم هستيا ... يبار سنا داشت نق ميزد به زندايي گفتي لالا، يعني بخوابونش. يبار داشت بهش شير ميداد و همزمان با هم صحبت ميكرديم برگشتي بهش خيلي جدي گفتي شيررررر (يعني حواست به سنا باشه شير بده فقط )

ديگه همينقدر از شيرين كارياي سه ماه پيشت يادم مياد ماماني به بزرگواري خودت ببخش نفس مامان خندونکمحبتمحبتمحبتمحبت

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)